من آن تو ام مرا به من باز مده...

خرید بک لینک

دلم می خواست فرار کنم ؛تنها؛ مثل همیشه فرار کنم به زیر زمین تاریک ونمور خودم؛ دو زانوبشینم چشماموبگیرم و نبینم ونشنوم؛ دلم میخواست نباشم ؛ بتونم که نباشم ... اما اون همه جا بود.. همه جا بود و هیچ جا نبود؛ اون تویزیر زمین بود؛ نقب زده بود از یه دنیای ناشناخته؛ من کجا برم؟ کجا باشم که منو نبینی؟میخواستم که برم نباشم اما چطور ؟ نفس که بالا میومد فکر توبود که فرومیکشیدش ؛ درون من بودی و هیچ جا نمی تونستم فرار کنم؛ چطور میتونستی انقدر باهوش باشی؟ از کجا بلد بودی من رو؟ یا من خیلی شبیه آدمهای دیگه ام یا تو از سرزمین دیگه ای هستی ... نشستی سر جای من ؛ تو رختخواب من تو بشقاب غذای من تو حمام من ... کجا برم که نباشی؟توی آینه ام شکلک در میاری و به من میگی برو!؟ برم کجا ؟ بیرون از هستی؟ تمام منی!ای دیوانه! و گرنه من آدم ماندن نیستم ؛ توی زیرزمین بلند بلند با خودم حرف میزنم ؛ تو اونجایی؛ تو همه جایی...تو همه رو میشنوی و پژواک منی ... توی سرم رشد کردی و از من بیرون زدی؛همه من رو در بر گرفتی پیچیدی و بالا رفتی مثل پیچک مثل عشقه ؛ دست و پامو گرفتی و گفتی برو! ای ظالم ! بند بند منو از خویشتنت باز هم که کنی ؛ باز اون من ؛ من گسسته از هم ه ! راهی برای پیمودن نیست ! تو همین جایی و من در منتهای بودن خودم یافتمت ... پشت سر که امکان نیست قدم بردارم ؛ بمون و بذار این مالیخولیا از پا دربیاردم...تا وقت رفتن تسلیمم و دست و پا نمی زنم... زمانش که رسید ؛ سخاوتمندانه بالهاتو به من قرض بده اگه نسوخته باشند هنوز... و بعد آرام پا روی خاک بگذار! من و تو مرتکب خلقت شدیم ! درین لحظه و لحظه های واپسین .... خلقت متعالی تر از زاییدن ... ما خدا میشیم وبعد میمیریم !

نانا وارد ميشود.......

ما را در سایت نانا وارد ميشود.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 141 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 18:31

صفحه بندی